ابراهيم عاملي ( موثق )

449

تفسير عاملي ( فارسي )

پس چو از تسبيح يادت ميدهد آن دلالت همچو گفتن مىبود چون ز خس بيرون نيامد آدمى باشد از تصوير غيبى اعجمى 5 - آيت 53 « قُلْ لِعِبادِي يَقُولُوا » تا آخر يك دستور بزرگ اجتماعى و ادب معاشرت است كه بايستى آدمى در گفتار خود پيوسته بهترين سخن را انتخاب كند كه دشمن سرسخت قديمى و شيطان در ميان است و با اندك غفلت در طرز گفتگو موجب بيچارگى فراهم مىشود . 6 - در آيت 59 جملهء « وَما نُرْسِلُ بِالآياتِ إِلَّا تَخْوِيفاً » شايد اشاره باشد بيك اصل مهمّ اضطرارى تربيتى كه موجودات ناقابل سرسخت تربيت ناپذير را فقطَّ از طريق احساسات ظاهرى و از آنسو كه خود بيچاره و تسليم شوند بايستى رهبرى كرد و بوسيله ى ترساندن از حوادث ناگوار و گرفتاريها و يا محروميّتها بايد آنها را زير فرمان آورد همانطور كه دولتها مردم شرور را از پاسبان و زندان و مجازات مىترسانند ، يا در مراكز تربيت جوانان خود سر را از كمبود نمره و رد شدن از امتحان ميترسانند و نو آموزانى كه از تربيت خانوادگى محروم بوده و خود سر بار آمده‌اند با چوب و ديگر مجازاتها مىترسانند ، در اين جمله هم گفته شده است كه پاره اى معجزات پيغمبران را براى ترساندن مردم مقرّر كرديم و فرستاديم پس براى پيغمبر ( ص ) معجزه لازم نيست و فقطَّ در آنجا كه چاره منحصر باشد بوسيله ى خارق عادات يا ترساندن كه مردمى تسليم شوند مثل جادوان فرعونى بناچار بايستى پيغمبر آيتى و معجزه اى نشان دهد كه بترسند و فرمانبر شوند . و جمله ى جلو قرينه بر اين مطلب است كه گفته شده است براى گذشتگان معجزه آورديم دروغ شمردند و تسليم نشدند براى قوم ثمود باعجاز شترى آورديم در آنها مؤثّر نشد و منظور از اين آيات و معجزات ترس است و تسليم پس چه سود در آوردن معجزه براى اين اعراب سرسخت كه تسليم نشوند و فقطَّ چاره ى آنها كشتن است و اسير كردن در بدر و دگر مواقع . 7 - آيت آخر « وَإِذْ قُلْنا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ » تا آخر ممكن است چنين بفهماند : ما به تو اطَّلاعى از آينده داديم و نمايشى هم به تو داديم و حقايقى را در جلو چشمت